پرش به محتوای اصلی

    گالری صوت‌ها

    تفسیر آیه شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ هُدیً للنّاسِ و بیّناتٍ منَ الهُدی و الفُرقان ...

    تفسیر آیه شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ هُدیً للنّاسِ و بیّناتٍ منَ الهُدی و الفُرقان ...

    کیفیت: استریم از سرور

    ۰۰:۰۰۰۰:۰۰
    دسته‌بندی:سيد محمود مجتهد سيستاني
    تاریخ انتشار:۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
    برچسب‌ها
    #تفسیر#آیه
    بسم‌الله الرحمن الرحیم حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الوکیل، ربِّ اشْرَح لی صدری و یَسِّر لی أمری و احلل عقدةً من لسانی یفقهوا قولی. الحمد لله ربّ العالمین، و الصلاةُ و السلامُ علی أشرف الأنبیاء و المرسلین و أهلِ بیته الطیبین الطاهرین. و بعد؛ فقال الحکیم فی محکم کتابه – أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم –: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ هُدیً للنّاسِ و بیّناتٍ منَ الهُدی و الفُرقان…» صحبت ما در پیرامون این آیات مبارکه بود که راجع به فریضه صوم نازل شده؛ حکمت‌ها و بعضی از خصوصیات در آیات مبارکه بیان شد. اکنون به این آیه شریفه رسیدیم که: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرآن…» این روزه گرفتن شما مردم در چه زمانی است؟ در ماه رمضان. «شَهْرُ رَمَضان…»؛ ماه رمضان، ماه ماهِ قرآن است. مبارک، رمضان است؛ آن ماه با عظمتی که «أُنْزِلَ فیهِ الْقُرآن»؛ در آن قرآن فرستاده شده. عظمت هر زمانی به عظمت کاری است که در آن انجام شده. عیدهای بزرگ، جشن و سرورها یا مصیبت‌ها، به واسطه روی دادن حوادث بزرگی است که در آن زمان‌ها اتفاق افتاده. آن زمان به واسطه آن جشن یا آن عزا، خاطرش زنده نگه داشته می‌شود. برترین حادثه عجیبی که در عالم اتفاق افتاده، همان بعثتِ منجی عالم بشریت، حضرت ختمی مرتبت، محمد صلی الله علیه و آله است؛ و نیز نازل شدن قرآن عظیم‌الشأن که ارتباط عالم خاک را با عالم پاک و عالم بالا پیوند داده. حادثه‌ای در جهان انسانیت از این حادثه بزرگ‌تر نیست. در اینجا به نکته‌هایی اشاره می‌شود. یکی از آن‌ها این است که شما باید به شکرانه این رویداد بزرگ – یعنی نازل شدن قرآن در ماه رمضان و در لیلةالقدر این ماه – روزه بگیرید. همان‌طوری که قلب سیدالمرسلین به واسطه روزه‌ها و عبادت‌ها – که البته مقام آن بزرگوار و ذکرش و تسبیحش و عبادتش اصلاً شباهتی با وضع ما ندارد – اما بالاخره پیامبر را به جایی رسانده که در لیلةالقدر قرآن به حضرتش نازل شده؛ پس ما هم با مرتبه پایین و نازل و پستی که داریم، اگر روزه صحیح بگیریم و اگر جهات و شرایط کمال را در خودمان به وجود بیاوریم، لااقل بهره‌ای از قبسات قرآن و از مشعل قرآن استفاده می‌کنیم. به هر حال، این معنا که «تعظیم ماه رمضان به آمدن قرآن است» زیاد توضیح داده نشده؛ فقط تعظیم شده ماه رمضان به آمدن قرآن. حالا «رمضان» یعنی چه؟ یک روایت از حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) داریم که اگر کسی بگوید «رمضان آمد، رمضان رفت» باید کفاره بدهد و روزه بگیرد؛ به واسطه این‌که کلمه «رمضان» را همین‌طور مجرد و تنها استعمال کرده، بلکه باید بگوید «شهرالله الاکبر»، باید بگوید «شهر رمضان آمد»؛ نگویید خودِ «رمضان» آمد و رفت؛ چون «رمضان» از نام‌های خداست. «شهرُ رمضان» یعنی ماه خدا. این‌طور حدیثی داریم و حدیث دیگر هم داریم که «رمضان» از نام‌های خداست. حالا در اصل لغتش از چه مشتق است؟ سه احتمال داده‌اند: بعضی گفته‌اند «رَمْضٌ» است، بعضی گفته‌اند «رَمْضا» است. یک عده گفته‌اند آن باران تند و تیزی که بیاید و دانه‌های درشت باران، چهره سنگ‌ها را از گرد و خاک پاک کند، عرب به آن باران «رَمْضا» می‌گوید؛ «رمضان» هم مشتق از اوست؛ یعنی آبِ بارانِ رحمت الهی غبار و تیرگی‌ها را از دل‌ها پاک می‌کند. بعضی گفته‌اند ابن سکّیت گفته «رَمْضٌ» است. ابن سکّیت همان عالمی است که دو تا بچه‌های متوکل را درس می‌داد و «سکیت»ش گفتند؛ چون خیلی مواظب زبانش بود و اشعاری هم خودش دارد که انسان به واسطه گفتارش ممکن است سرش را بر باد فنا بدهد. متوکل وقتی بچه‌هایش خوب امتحان دادند و خیلی شاد بود، گفت: «این‌ها در نظر تو عزیزترند یا امام حسن و امام حسین؟» ابن سکّیت دیگر طاقت نیاورد، گفت: «قنبر، یا کفش قنبر، از پدر و هر دوی این‌ها بهتر است!» که متوکل دستور داد زبانش را از پشت گردنش بیرون آوردند و به این شیخ بزرگوار، به این صورت شهیدش کردند. حالا این ابن سکّیت، خیلی عالم دقیقی بود که یک سخنان مخصوصی هم دارد و با امام حسن عسکری (علیه‌السلام) هم مطالبی دارد که ممکن است وقتی عرض کنم. ابن سکّیت می‌گوید: «رَمْضٌ» آن است که گندم یا جو بین دو سنگ آسیا – یکی ثابت و یکی متحرک – قرار گیرد و به واسطه آن سنگ‌ها خرد شود و آرد گردد. شهوات انسانی هم با جوع (گرسنگی) و تشنگی، گویا بین دو سنگ سخت قرار می‌گیرد؛ تشنگی و گرسنگی، هواهای نفسانی انسان را خرد می‌کند. یا این‌که باز مشتق از «رَمْضا» باشد: آفتاب سوزانی که سنگ‌ها را داغ و گداخته کند، یا آن‌که یک پرِ کاه یا هیزم در میان آتش تنور بیفتد و به سرعت مشتعل بشود. «رمضان» به این معانی تفسیر شده است. به هر حال، «شهر رمضان» یعنی ماه رمضان؛ «الّذی أُنْزِلَ فیهِ القرآن»؛ آن ماه رمضانی که در آن قرآن نازل شده. یک مطلبی که معرکة الآراء است – که در ماه رجب هم به آن اشاره کردم – این است که آیا بعثت خاتم‌النبیین در بیست و هفتم رجب بوده یا نه؟ اگر بیست و هفتم رجب بوده، پس سوره «اقرأ» همان وقت نازل شده و شب فردای آن، سوره «مزمل» و سوره «مدثر» نازل شده. اگر چنین بوده، پس اواخر رجب آیات قرآن نازل شده. آن‌وقت «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ القرآن» یعنی چه؟ اگر قرآن در ماه رمضان نازل شده، پس چگونه بیست و هفتم رجب مبعث خواهد بود؟ آن‌وقت جوابی گفتیم، و آنی که در نظر داشتیم – لابد یادتان هست – که متأسفانه شما را با یک ملخ، حواستان را پرت کردند! (مزاح خطیب با جمع). حالا می‌خواهیم همان را بگوییم: هر صورتی که خودِ قرآن، کل قرآن، در شب قبل نازل شده. باید دقت کنید به لفظ «أَنْزَلْناهُ»؛ آن‌جا عرض کردم قرآن البته دو جور نازل شده: یک مرتبه، «دفعی» نازل شده؛ و یک مرتبه «به تدریج»، در طول ۲۳ سال. قرآن آهسته‌آهسته، در ضمن رویدادها و حوادث و مشکلاتی که پیش می‌آمد و جنگ‌ها و احکام نازل، به تدریج در ۲۳ سال طول کشیده. اما در قرآن، بعضی از مفسرین متوجه این نکته شده‌اند که هرجا صحبت از نزول یک‌باره است، کلمه «أَنْزَلَ» آمده؛ و هر جا فرو آمدن تدریجی و با مکث است، «تَنْزیل» آمده. «تَنْزیل» مفید استمرار و تجدید و تکرار و بقای نزول و تدریجی بودن است؛ «أَنْزال» یعنی یک‌دفعه. پس «أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ القَدْر» یعنی قرآن را یک‌باره فرو فرستادیم در لیلةالقدر. «وَ الکِتابِ المُبین… إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنّا کُنّا مُنْذِرین؛ فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیم…»؛ هر وقت قرآن به لیلةالقدر نسبت داده شده، «أَنْزَلْناهُ» آمده؛ و هر جا غیرِ لیلةالقدر است، صحبت «تَنْزیل» و تدریج است. و هیچ مانعی ندارد که قرآن مکرر بر پیغمبر نازل شود؛ چنان‌که در سال آخر عمر پیغمبر، جبرئیل دوبار قرآن را بر آن حضرت عرضه کرد. حالا، پس همین مقدار اینجا کافی است که: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ القرآن»؛ ماه، ماه رمضان است که در آن قرآن فرو فرستاده شده؛ پس این نزولِ دفعی در لیلةالقدر است (که شب بیست و یکم یا شب بیست و سوم باشد). إن‌شاءالله اگر زنده بودیم، آن‌جا (در بحث لیلةالقدر) عرایضی خواهیم کرد…
    نظرات کاربران